تبليغاتX
> فلسفه رسانه
 

و من تحلیل می کنم...!!

+ نوشته شده توسط سيده مرجان حسيني در نوزدهم تیر 1386 و ساعت 21:49 |

بررسی پدیده اعتیاد اینترنتی(اختلال اعتیاد به اینترنت) 

 

 

كليد واژه ها: اعتياد اينترنتي ، اخلال اعتياد به اينترنت، رفتارهاي اعتياد گونه، سايبر سكس، بيوه اينترنتي

چكيده:

معمولاً اعتياد با مفهوم‌هاي مواد مخدر، قاچاق و قاچاقچي و اين روزها مواد روانگردان گره‌خورده است و هيچ‌كس تصور ذهني خوبي از يك «معتاد» ندارد.در اين مقاله  مي‌خواهيم نوع ديگري از اعتياد (addiction) را بررسي كنيم كه شايد بسياري از وجود آن بي‌خبر باشند؛ اعتياد به اينترنت يا به عبارتي بهتر اختلال اعتياد به اينترنت (Internet Adcliction Disorder).

در اين مقاله سعي شده است اعتياد اينترنتي كه نتيجه ي زندگي مدرن و گسترش فناوريهاي نوين است با ديد علمي بررسي و تجزيه و تحليل شود به همين خاطر به تعاريف متخصصان مختلف از اين پديده، نشانه ها و شاخصها، دلايل و پيامدهاي بروز آن مي پردازيم و در پايان راهكارهايي براي پيشگيري از وقوع آن به خصوص در گروهي كه بيشترين آسيب پذيري را دارند(كودكان و نوجوانان) ارائه مي كنيم.

 

مقدمه

فناوري هاي ديجيتال به ويژه اينترنت و كامپيوتر ها در بهترين وجه به نظر استعمال مفرط/سوء استفاده در پي دارند. در بدترين حالت اعتياد اينترنتي را  تركيبي از محتواي تهييج آور ،‌سهولت دسترسي، آرامش،هزينه كمتر، تحريك مجازي،خودمختاري و گمنامي مي دانند كه همگي بي اندازه در تجربه كنش گري اجتماعي دخيل مي باشند.كنش گري رواني يعني دگرگوني فكري و تاثيرگذاري بالقوه رفتاري(1:(Greenfield,1999.

اين حقيقت كه موادي نظير مشروبات الكلي و داروهاي محرك مي توانند منجر به وابستگي فيزيكي يا رواني گردد كاملا پذيرفته شده و رفتارهاي مشخصي نظير قمار ، نوشيدن مشروبات الكلي و سكس با در نظر گرفتن عامل بالقوه معتادكنندگي شان مورد پذيرش قرار گرفته است.با اين وجود اخيراً اذعان بر اين است كه اجراي اجباري اين رفتارها ممكن است تقليدي از فرايندهاي اجباري باشد كه به واسطه دارو ها،الكل و مواد ديگر بوجود آمده است.همين فرايندبه نظر مي آيد با جنبه هاي مشخص اينترنت همراه گردد.اينترنت مي تواند تغييرات و دگرگوني هاي مشخصي را در حالت روحي به وجود مي آورد;تقريباً 30 درصد كاربران اينترنت ، كاربرد شبكه را در جهت دگرگوني روحي خود و به همان اندازه تعديل در وضعيت روحي منفي پذيرفته اند.به عبارت ديگر آنها از اينترنت به عنوان دارو (مواد مخدر‌) استفاده مي كنند(3:(Greenfield,1999.

استفاده از اينترنت يكي از مشخصه هاي اصلي دنياي مدرن امروزي است كه همه ي ابعاد زندگي ما را تحت تاثير قرار داده است.اينترنت در محل كار، مدرسه ، خانه، مراكز خريد، بانكها و ... حضور پر رنگي دارد  و بيشترين كاربران آن را جوانان تشكيل مي دهند.

هر گاه بتوانيم "زندگی الکترونيک" را هم به عنوان بخشی از زندگی واقعی بپذيريم، به تدريج متوجه بيماری‌های و اختلالات رفتاری و اجتماعی اين حوزه هم می‌شويم.

امروزه آسيب هاي فردي و روان شناختي اينترنت، از ساير خطرات آن بيشتر است. در بعد روان شناختي، اينترنت آسيب هاي جدي متعددي از جمله: هويت نامشخص، اضطراب، افسردگي و انزوا، اعتياد به اينترنت و به خصوص اعتياد به گپ زني (چت) را مي تواند براي كاربران به همراه داشته باشد؛ همچنان كه فوايد و مزاياي متعددي را نيز مي تواند براي او به ارمغان آورد.

 

اعتياد اينترنتي

ظهور اين اعتياد به عنوان يک اختلال اولين بار در سال 1995مطرح شد و در سال 1996توسعه يافت و از آن پس مراکز درمان در سراسر امريکا به وجود آمدند و حتي در دادگاه و سيستم قانوني کشور اين اختلال به عنوان يک اختلال رواني پذيرفته شد.

اعتياد اينترنتي به گسترة وسيعي از مشكلات رفتاري و كنترل انگيزه استفاده از اينترنت اشاره دارد (Yacet, 2001:1). اعتياد اينترنتي به‌عنوان يك رفتار وسواسي، يا آرزوي برقراري پيوند، يا شايد حتي نمودي از انتقال و يا بازتاب روابط ابژه، و يا رفع نياز قلمداد مي‌شود (1:Fenichel, 2003).
هولمز در تعريف خود از اعتياد اينترنتي، به تعريف استفاده طبيعي و معمولي اينترنت پرداخته و مي‌گويد كه هر گاه ميزان استفاده از اينترنت به كمتر از 19 ساعت در هفته برسد، در آن صورت مي‌گوييم كه فرد به شكل طبيعي از اينترنت استفاده مي‌كند. بنابراين، از نظر هولمز، فردي که بيش از 19 ساعت در هفته از اينترنت استفاده مي کند، معتاد به اينترنت است.

دركنار اعتياد به اينترنت ، حالت كنترل شده تري بنام وابستگي به اينترنت نيز وجود دارد كه در آن شدت علاقه كمتر بوده ، اصلاح آن با سهولت بيشتري انجام مي گيرد. زندگي و كارهاي روزمره اين افراد كمتر از معتادان اينترنتي تحت تاثير قرار مي گيرد.

دكتر يونگ نيز اشاره مي‌كند كه فرد معتاد كسي است كه حداقل 38 ساعت در هفته و يا 8 ساعت در روز، وقت خود را صرف استفاده از اينترنت مي‌كند. متخصصان در زمينه آسيب‌شناسي، محدودترين تعريف را براي طبقه‌بندي استفاده از اينترنت ارائه مي‌دهند. به‌طوري كه چنانچه فرد در هفته 2 تا 3 ساعت از اينترنت استفاده كند, يك كاربر معمولي، و چنانچه ميزان استفاده وي از اينترنت به 5/8 ساعت و يا بيشتر برسد, كاربري است كه بايد مورد بررسيهاي آسيب‌شناسانه قرار گيرد. (Lim and et al., 2004:2).

به‌طور خلاصه، مرور بر ادبيات نظري و تجربي پيرامون اعتياد اينترنتي, نشانگر آن است كه اعتياد اينترنتي پديده‌اي است كه از سه ويژگي برخوردار است:
1. اعتياد اينترنتي، نوعي اختلال و بي نظمي وسواسي است كه برخي ويژگيهاي آن مشابه شرايط‌ آسيب‌شناسانه است. در واقع، زماني مي‌توان گفت كه فرد دچار اعتياد به اينترنت شده است كه داراي علائم خستگي زودرس، تنهايي، افسردگي و غيره باشند. افرادي همچون اورزاك و يونگ به چنين تعريفي از اعتياد اينترنتي اعتقاد دارند. روشهاي درمان اين نوع اعتياد نيز، رفتار درماني شناختي و تقويت درماني انگيزش است.
2. اعتياد اينترنتي، نوعي اختلال و بي نظمي رواني است. از اين ديدگاه زمينه تحقيقي جديدي تحت عنوان «روان درماني اينترنتي» ظهور كرده است. اين ديدگاه, معتادان اينترنت را به‌عنوان بيمار مي‌بيند. روش درمان اين نوع اعتياد نيز، تشكيل گروههاي خبري و گروههاي بحث است. در اين شكل از درمان، اعضاي اختلالات رواني مرتبط به هم، نقش يك گروه حمايتي را بازي كرده و با ارائه پيشنهادات آن‌لاين و روشهاي برخورد با آن، از شدت اعتياد اينترنتي مي‌كاهند. افرادي چون استن، هانگ و آلسي به چنين ديدگاهي اعتقاد دارند.
3. اعتياد اينترنتي نوعي مشكل رفتاري است. دليل اين مسئله نيز، وجود يك رابطه قوي بين اعتياد اينترنتي و وابستگي شيميايي است. مطالعات نشان داده‌اند كه افرادي كه مشكلات وابستگي شيميايي دارند، در هفته وقت بيشتري را صرف اينترنت مي‌كنند، تا كاربران «وابسته غيرشيميايي». از معتقدان چنين نگاهي، مىتوان به شرر قابل اشاره كرد (
Lim and et al., 2004: 2).
روانشناس انگليسي به نام مارك گريفيث با مقايسه نمونه‌هاي باليني و به كمك تعاريف تثبيت شده و مشخص اعتياد، به بررسي شاخصه‌هاي پديده اعتياد اينترنتي مي‌پردازد. گريفيث براي تعيين علائم اعتياد اينترنتي، از يك تعريف نسبتاً سنتي اعتياد استفاده مي‌كند كه برحسب آن اعتياد از مشخصه‌هاي زير برخوردار است:
1. برجستگي: استمرار در يك فعاليت خاص يا استفاده از ماده مخدر مورد نظر، مهمترين فعاليت در زندگي شخصي است.
2. تغيير روحيه و خلق‌وخو: احساس نشئگي، كرختي و آرامي.
3. تحمل: افزايش حجم فعاليت يا ماده مخدر در طي زمان به منظور توليد همان ميزان رضايت.
4. علائم كناره‌گيري: احساس بدخلقي و كج خلقي، زماني كه فعاليت يا استفاده از ماده مخدر ترك مي‌شود.
5. تضاد و كشمكش: تضادهاي ميان فردي به‌دليل انجام فعاليت مورد نظر و يا استفاده از ماده مخدر، و تضادهاي دروني فرد.
6. عود يا بازگشت: گرايش به بازگشت دوباره به الگوي استفاده آسيب شناسانه قبلي. در مورد شديدترين الگوهاي مصرف، اين بازگشت ممكن است حتي بعد از سالها كنترل و پرهيز، به سرعت اتفاق بيفتد (
Ibid: 1263).
سامسون و كين بر اين باورند كه فرد معتاد به اينترنت داراي علائم زير است:

1. در حين آن‌لاين بودن، زمان را از دست مي‌دهد.
2. ساعات ضروري خواب را صرف آن‌لاين بودن مي‌كند.
3. موقعي كه زمان آن‌لاين بودن تمام يا قطع شود، عصباني مي‌شود.
4. چنانچه به وي اجازه دسترسي به اينترنت داده نشود، كج خلقي مي‌كند.
5. زماني را كه بايد تكليف درسي يا كاري انجام دهد، صرف آن‌لاين بودن مي‌كند.
6. ترجيح مي‌دهد آن‌لاين شود تا اينكه با دوستان يا خانواده باشد.
7. از محدوديت زماني كه براي وي جهت استفاده از اينترنت تعيين شده است، سرپيچي مي‌كند.
8. به ديگران راجع به اينكه چه مدت آن‌لاين بوده است، دروغ مي‌گويد.
9. روابط جديدي با كساني كه هنگام آن‌لاين بودن ملاقات كرده است، تشكيل مي‌دهد.
10. خسته‌تر و كج خلق‌تر از زماني مي‌شود كه اينترنت جزئي از زندگي وي نبود.
11. موقعي كه از كامپيوتر دور است، ظاهراً ذهن خود را مشغول نوع فعاليتهاي مورد نظر در آن‌لاين شدن بعدي مي‌كند.
12. استفاده وي از اينترنت باعث شده است كه از ساير فعاليتهايي كه قبلاً براي او لذت‌بخش بودند، دست بكشد.
13. موقعي كه آن‌لاين نباشد، احساس خستگي، بدخلقي و افسردگي مي‌كند. حالت بدخلقي وي موقعي بهبود مي‌يابد كه دوباره آن‌لاين شود (
Samson and Keen, 2005:1).

انجمن روانپزشكي آمريكا براي شناخت اعتياد اينترنتي و افرادي كه به استفاده مفرط از اينترنت معتادند، معيارهايي را مشخص كرده است كه طبق آن، چنانچه بخواهيم فردي را معتاد به اينترنت بناميم، بايد حداقل سه مورد از معيارهاي هفتگانه زير، در طول يك دوره 12ماهه (يك ساله) در وي ديده شود. معيارهاي پيشنهادي اين انجمن شامل 7 مورد به شرح زيراست:
1. تحمل: اين معيار به معناي صرف زمان بيشتري براي اينترنت به منظور رسيدن به رضايت است. در اين شرايط, با وجود صرف همان ميزان وقت, ميزان رضايتمندي كاربر كمتر است و نياز به زمان بيشتري دارد تا به همان درجه از رضايت قبلي برسد.
2. وجود دو يا چند علامت كناره‌گيري در طي دو روز در ماه كه بعد از كاهش و يا ترك مداوم استفاده از اينترنت حاصل مي‌شود. اين مسئله بايد موجب بروز دردها و رنجها و يا اختلالاتي در عملكرد اجتماعي، فردي و يا آموزش شود.
3. از اينترنت به منظور تخفيف و يا اجتناب از علائم كناره‌گيري استفاده مي‌شود.
4. از اينترنت، اغلب در دوره‌هاي زماني پيش از آنچه كه در ابتدا مدنظر بود، استفاده مي‌شود.
5. حجم قابل توجهي از وقت صرف فعاليتهاي مربوط به كاربري اينترنتي (براي مثال، كتابهاي اينترنتي، جست‌وجوي بروزرهاي جديد وب، جست‌وجوي فروشندگان اينترنتي و جز اينها) مي‌شود.
6. به‌خاطر استفاده از اينترنت، از فعاليتهاي مهم اجتماعي، شغلي و يا تفريحي دست كشيده و يا كاسته مي‌شود.
7. فرد به‌دليل استفاده مفرط از اينترنت، خطر فقدان روابط مهم، شغل، و فرصتهاي آموزشي و شغلي را مي‌پذيرد.

كم بيرون رفتن از خانه، صرف زمان بسيار كوتاه براي وعده هاي غذايي، شكايت ديگران از صرف زمان طولاني در اينترنت، بررسي و سر زدن به صندوق الكترونيكي چندين مرتبه در روز، رفتن به سراغ اينترنت در مواقع تنهايي و خلوت از ديگر علائم و نشانه هاي اعتياد اينترنتي است.

با وجود پژوهشهاي فراوان و تلاشهاي هماهنگ براي شناسايي مهمترين عوامل گرايش فرد به اعتياد به اينترنت، همچنان موارد مبهم و پرسشهاي بسياري فراروي محققان و متخصصان اين حوزه قرار دارد. وجود ديدگاه‏ها، نظرات، تبيينها و اختلاف‌نظر در مورد نحوه پديدآمدن، طبقه‏بندي، تشخيص، تداوم و استمرار اعتياد به اينترنت، به پيچيدگي و اين آسيب اشاره دارد. به همين دليل است كه هنوز هيچ فرد، نظريه و ديدگاهي كه قادر به تبيين تمامي «رفتارهاي اعتيادگونه» باشد، مطرح نشده است.
گروهول در توضيح اين مسئله كه چرا مردم به گونه‌اي اعتيادآور از اينترنت استفاده مي‌كنند، الگوي استفاده مرضي از اينترنت را پيشنهاد كرده و در اين رابطه، دو ديدگاه ارائه مي‌دهد:
1. علت گرايش افراد به استفاده اعتيادآور از اينترنت، تمايل آنها به دوري‌گزيدن از مشكلاتي است كه در زندگي شخصي با آنها مواجهند. به عبارتي، افراد براي اينكه از مشكلات زندگي فرار كنند، به اينترنت روي مي‌آورند.
2. ديدگاه دومي كه گروهول درخصوص دليل رويكرد افراد به استفاده اعتيادي از اينترنت بيان مي‌كند، ديدگاه قابل‌قبول‌تري است. وي در اين ديدگاه، به مراحلي اشاره مي‌كند كه فرد هنگام كار با اينترنت و كشف منابع آن، از آنها گذر مي‌كند. مراحل مورد نظر گروهول به قرار زير است:
1. افسون‌گري يا وسواس؛ اين مرحله زماني است كه محيط براي فرد تازه است و وي تازه وارد اين محيط شده است. يا اينكه فرد يك كاربر قديمي است كه فعاليت جديدي را در اينترنت پيدا مي‌كند. مرحله اول، به شدت اعتيادآ‌وري است. در واقع، اين حالت اعتيادي تا جايي ادامه دارد كه فرد وارد مرحله دوم يعني توهم‌زدايي يا سرخوردگي شود.
2. توهم‌زدايي يا سرخوردگي؛ در اين مرحله، فرد نسبت به فعاليتي كه اغلب انجام مي‌دهد، سرخورده و بي‌تمايل مي‌شود. موقعي كه فرد از اين مرحله بگذرد، مي‌تواند مطمئنا وارد مرحله سوم يعني تعادل شود.
3. تعادل؛ نماد و مشخصه بارز مرحله سوم، استفاده طبيعي از اينترنت است. هر فردي در زمانهاي متفاوتي وارد مرحله سوم مي‌شود. در جمع‌بندي اين سه مرحله بايد گفت كه حتي گاه اتفاق مي‌افتد كه تمامي اين مراحل به‌صورت چرخشي در فرد تكرار شوند. در واقع، سير اين مراحل به‌صورت خطي نيست. به‌ويژه، زماني كه فرد فعاليت جديد جالب ديگري را در اينترنت پيدا مي‌كند، اين مراحل دوباره در وي از نو شروع مي‌شوند (
Duran, 2003: 2).
معتادان اغلب يك «زندگي دوم» (
Second life) و يا مفري را براي «فراموش‌كردن مشكلاتشان در هنگام آن‌لاين بودن ايجاد مي‌كنند، درست مانند احساس كرختي و مستي كه افراد معتاد به الكل در هنگام نوشيدن الكل گزارش مي‌دهندSexuality Education.) (Resource Centre 2003: 3

 

 

گونه‌شناسي اعتياد اينترنتي و شاخصه‌هاي آن

«اعتياد اينترنتي» اصطلاح وسيعي است كه تنوع گسترده‌اي از رفتارها و مشكلات مربوط به كنترل وسواس و انگيزش را در بر مي‌گيرد. ديويس از زاويه نوع استفاده از اينترنت، معتقد است که کاربران به دو شکل آسيب شناسانه و مرضي از اينترنت استفاده مي کنند:
1) استفاده مرضي ويژه از اينترنت: اين نوع استفاده از اينترنت, به استفاده بيش از اندازه و سوء استفاده از اينترنت اشاره داشته و ريشه آن در آسيب شناسي رواني قبلي فرد است که در اثر عوامل تقويتي که از اينترنت دريافت مي کند، در فرد باقي مي ماند. مانند قماربازي، هرزه نگاري، و مانند آن که اگر شخص به اينترنت دسترسي نداشته باشد، از طريق ديگر نشان داده مي شود، اما چون اين فرصت در اينترنت فراهم است، فرد به آن روي مي آورد.
2) استفاده مرضي کلي (فراگير) از اينترنت: اين نوع استفادة اعتيادي از اينترنت, شامل استفاده مرضي کلي از اينترنت نظير چت، پرسه زدن، نامه الکترونيکي و جز اينها بوده و علت اصلي آن، نوع بافت اجتماعي فرد است (اميدوار و صارمي، 1381: 35-34).
اعتياد اينترنتي چندين گونه‌ دارد که پنج نوع آن شايع‌‌ترين است. ضمن آنکه هر يک از اين گونه ها، شاخصه‌ها و معرفهاي خاصي دارند، که با بقيه متفاوت است:

 

1ـ اعتياد به سايبر سكس

اينترنت تنها چيزي را فراهم مي‌كند كه معتادان به اينترنت دنبال آن هستند: انزوا، گمنامي، و ابزار مخفي نگه‌داشتن هزينه‌هايي كه بارها صرف خريد هيجان سكسي مي‌شود. از نمونه‌هاي فعاليتهاي سكسي سايبر مي‌توان به مواردي چون كپي ‌كردن و يا نگاه‌كردن عكس‌هاي هرزه همراه با خودارضايي، مطالعه و يا نوشتن نامه‌ها و داستانهاي صريح سكسي، ارسال نامه الكترونيكي و يا قراردادن آگهي با هدف برقراري ملاقاتهاي شخصي با كسي، بازديد از اتاقهاي سكسي چت و پرداختن به فعاليتهاي آن‌لاين تعاملي اشاره كرد (Sexuality Education Resource Centre, 2003:3)

به‌طور خلاصه کاربران معتاد به سايبر سكس علائم زير را از خود بروز مي‌دهند:

1. صرف وقت زياد روي اينترنت با هدف خاص يافتن سكس سايبر. ضمن آنكه اغلب اوقات وقتي كه صرف اين كار مي‌شود، بيش از زماني است كه كاربر از پيش در نظر گرفته است.
2. اشتغال ذهني كاربر نسبت به يافتن شريك سكسي آن‌لاين.
3. استفاده مكرر از اتاقهاي چت و يا پيامهاي نمونه به منظور يافتن امور خيالي و رويايي كه در زندگي واقعي ممكن نيست.
4. حركت مكرر از سكس سايبر به سكس تلفني و يا ترتيب دادن ملاقاتها در زندگي واقعي.
5. مخفي نگه‌داشتن فعاليتهاي آن‌لاين از شريك جنسي مقابل و دروغ‌ گفتن به اعضاي خانواده و دوستان راجع به ميزان استفاده و درگير بودن در اينترنت.
6. ترجيح دادن سكس سايبر بر شريك جنسي در زندگي واقعي.
7. استفاده از اينترنت به‌عنوان ابزاري براي گريز از مشكلات و يا تخفيف احساس نااميدي، اضطراب و افسردگي.
8. ازدست دادن احساس بي‌قراري، افسردگي و كج خلقي در هنگام قطع‌كردن و يا دست كشيدن از اينترنت (
Sexuality Education Resource Centre, 2003:4).

 

2. اعتياد از نوع روابط سايبر
افرادي كه دچار اعتياد به گپ زدن و گفت‌وگوي اينترنتي مي‌شوند، معمولاً بيش از حد درگير روابط اينترنتي‌اند و احتمال اينكه به مسائل غيراخلاقي نيز آلوده شوند، بالاست. دوستي اينترنتي خيلي سريع اهميت و جايگاه روابط خانوادگي و دوستان قديمي را مي‌گيرد. اين اعتياد در اكثر موارد منجر به شكست ازدواجها و بي‌ثباتي در روابط خانوادگي مي‌شود (
Yacet, 2001:3-8). طبق آمار منتشر شده از سوي موتور جست‌وجوي Goto در مورد تعداد جستجوها در اتاقهاي چت، در سال 2001 تعداد اين جست‌وجو روزانه به 117427 مورد رسيده است (غمامي، 1384: 45)

3. اعتياد به خريد، تجارت و مزايده
در حال حاضر خريد و فروش آن‌لاين رشد فزاينده‌اي در ميان عموم يافته است. از اين رو، زياد مي‌بينيم افرادي كه دچار مشكلات ناشي از خريد و فروش آن‌لاين سهام از جمله خريد كالاهاي آن‌لاين و ساير سايتهاي مزايده هستند. (
Careaga, 2003: 4-5). اين اعتياد دربرگيرنده مقوله وسيعي از رفتارهايي است كه مي‌توانند شامل علاقه مفرط به قمار اينترنتي، خريد و يا معامله سهام باشد. اين افراد به منظور افزايش سرمايه خود از كازينوهاي مجازي، بازيهاي جذاب‌، حراجيهاي اينترنتي و يا بازارهاي دلالي استفاده مي‌كنند، اما اين فعاليتها اكثراً باعث نابودي سرمايه شده و به قيمت اهمال ديگر وظايف شغلي و متزلزل شدن روابط خانوادگي تمام مي‌شود (Yacet, 2001:3-8).

4. اعتياد به جست‌وجو
و ذخيره بيش از اندازه اطلاعات .
وفور اطلاعات قابل‌دسترس در شبكه، نوع جديدي از عادات گريزناپذير كاوش و جست‌‌وجوي اينترنتي را پديد آورده است. بدين ترتيب كه افراد زمان بيشتري را جهت جمع‌آوري و سازماندهي داده‌هايشان صرف مي‌كنند. افراط
‌گري و كاهش ميزان بهره‌وري كاري, از پيامدهاي اين نوع اعتياد است (Yacet, 2001:3-8). در اين نوع اعتياد، فرد شيفتة غناي اطلاعات وب مي‌شود و جست‌‌وجوي بيش از اندازه براي جمع‌آوري اطلاعات، از پيامدهاي اين شيفتگي است.

5. اعتياد به كامپيوتر (انجام وسواس‌گونه بازيهاي كامپيوتري و يا برنامه نويسي علوم كامپيوتر)
در دهه 80 كه بازيهاي كامپيوتري مانند مين ياب و بازي ورق وارد دنياي كامپيوترها شد، محققين پي بردند كه افراط در بازيهاي كامپيوتري باعث مي‌شود كارمندان اكثر ساعات كاري‌شان را صرف بازي كنند. اين بازي‌ها چند نفره نبودند، همچنين نيازي به اتصال به شبكه اينترنت نداشتند (
Yacet, 8-2001:3).

 

عوامل اعتياد به اينترنت

دكتر «جان گروهول» كه تحقيقات وسيعي در زمينه اعتياد اينترنتي انجام داده، معتقد است چيزي كه باعث اعتيادآور شدن اينترنت گرديده، اجتماعي شدن است. به عقيده گروهول جنبه هايي از اينترنت كه كاربران بيشترين وقت خود را در آنها سپري مي كنند، با تعامل اجتماعي مرتبط است؛ به عنوان مثال، كاربران با انسان هاي همانند و دلخواه خود از طريق پست الكترونيكي گروه هاي مباحثه يا خبري، چت، بازي آن لاين و مانند آن وارد تعامل اجتماعي مي شوند.
البته انسان ها و مخصوصاً جوانان ساعت ها وقت خويش را براي كتاب خواندن، تماشاي تلويزيون و مكالمه تلفني صرف مي كنند و حتي گاهي از خانواده و دوستان و محيط خويش غافل مي شوند، ولي آيا مي توان گفت كه آنها معتاد تلفن و تلويزيون هستند؟
مسلماً نه. سرّ اختلاف اينترنت با ديگر رسانه ها و خصيصه هاي اعتياد زاي آن در اين است كه جوان هنگام كار با اينترنت به دنبال هويت يابي و تعامل اجتماعي است و اين فرايند اجتماعي شدن است كه آن را اعتيادآور مي سازد.
دكتر كيمبرلي اس. يانگ يكي ديگر از متخصصان و محققان مسائل اينترنت، ريشه فريبندگي و اعتيادآور بودن اينترنت را در مدلي تحت عنوان
ACE به سه عامل پيوند مي دهد. اين سه عامل عبارت اند از:
گمنامي: آيا تا به حال اصطلاح «شما به اندازه رازهايتان نگران هستيد» را شنيده ايد؟ مسئله اعتياد به اينترنت نيز چنين است. نه از روي قبض هاي تلفن مي شود فهميد و نه كسي از كليسا شما را در حال خروج از كتاب فروشي مخصوص بزرگسالان خواهد ديد، فقط كاربر و گيرنده پيام از اين موضوع آگاهي دارند. كسي نمي تواند بفهمد شخصي كه به اينترنت متصل است، مشغول چه كاري است.
راحتي و آسودگي:
فرد در خانه مي تواند با نوك انگشتان با دنيا ارتباط داشته باشد. با چند ضربه انگشت مي تواند داستان هاي عاشقانه، رابطه جنسي اينترنتي، بازي ها و كتاب هاي بزرگسالان و ديگر چيزها را به داخل خانه خود بياورد.
گريز: دكتر يانگ مي نويسد: «اگر افراد در زندگي روزمره روز بدي داشته باشند، مي توانند با مراجعه به اينترنت به تسكين و آسودگي برسند. بعضي از افراد معتاد، اينترنت را به عنوان يك مسكن و بعضي ديگر به عنوان آزاد شدن يكباره هورمون آدرنالين مي دانند. بالاتر از اين، شما در اينترنت مي توانيد هر چيزي يا شخصي باشيد. شما مي توانيد وزنتان را كمتر بگوييد، اگر چه سنگين وزن باشيد. خود را مجرد معرفي كنيد، اگر چه متأهل باشيد و شما مي توانيد يك زندگي تخيلي و خيالي داشته باشيد. از اين جهت، اينترنت مي تواند باعث گمراهي افراد شود». پيامدهاي اعتياد به اينترنت و حتي كار زياد با اينترنت كه در حد اعتياد نباشد، نتايج و پيامدهاي زيان بخشي براي فرد و جامعه در پي داشته و آسيب هاي شديد جسماني، مالي، خانوادگي، اجتماعي و رواني را به همراه دارد

 

اعتياد اينترنتي و پيامدهاي آن

 

آثار اجتماعي و رواني
مانند اعتياد به مواد مخدر، الکل ، سيگار يا کافئين ، اعتياد به اينترنت نيز با علائمي همچون افزايش نوسانات اخلاقي ، سخن نگفتن با ديگران ، قطع روابط اجتماعي ، کم خوابي ، نگراني و استرس در کنار ضعف بينايي همراه است.
کودکان و نوجواناني که به اينترنت دلبستگي فراوان پيدا مي کنند و در حقيقت به آن معتاد مي شوند، براي ارضاي خود ساعتهاي متوالي بدون وقفه روي خط باقي مي مانند و زماني که امکان دسترسي به اينترنت را نداشته باشند، دچار تشويش ، لرزش دست و عصبانيت مي شوند، استراحت و آرامش را فراموش مي کنند و به اينترنت و وسوسه هاي آن فکر کرده و خيالپردازي مي کنند.

غريبه در خانواده
 در درجه اول وقتي يک نفر در محيط خانواده معتاد به استفاده از اينترنت باشد، فرصت برقراري تعامل با ساير اعضاي خانواده را از دست مي دهد.
همين امر موجب تشکيل يک چرخه معيوب مي شود که فرد هر روز بيشتر از گذشته از نظر عاطفي و رواني از ساير افراد خانواده فاصله بگيرد و به تنهايي خود و استفاده از اينترنت پناه برد.
اين کم شدن روابط به نوبه خود موجب مي شود فرد مهمترين منبع حمايت اجتماعي خود را تضعيف کرده يا احيانا از دست بدهد.
 از سوي ديگر با گسستن يا تضعيف رابطه بين زن و شوهر يا والدين و فرزندان ، آنها به جاي ارتباط باهم ، شنيدن حرفهاي همديگر و گوش سپردن به درددل عضو ديگر خانواده محو فضاي مجازي اينترنت شده و سعي مي کنند تا خلائ عاطفي به وجود آمده را با حضور شخص ديگري پر کنند.
 امروزه اصطلاح «بيوه اينترنتي» براي همسر معتاد به اينترنت اطلاق مي شود. آمار نشان مي دهد كه اعتياد به اينترنت ممكن است به فروپاشي خانواده و طلاق منجر شود. شايد باور كردن اين كه شخصي همسر خود را فقط به علت ارتباط با فرد ديگر در اينترنت ترك مي كند، براي كساني كه به اينترنت اعتياد پيدا نكرده اند، وحشتناك به نظر برسد؛ ولي اين مسئله هر روز در دنياي اينترنت اتفاق مي افتد.
. يكي از پيامدهاي فردي و اجتماعي اعتياد و كار زياد با اينترنت، انزوا و كناره گيري اجتماعي است.
پوت نام (۱۹۹۱ م) معتقد است كه در طي ۳۵ سال گذشته كاهش چشمگيري در ارتباطات اجتماعي افراد در آمريكا رخ داده است. مردم كمتر به رأي گيري و كليسا مي روند، به ندرت موضوعات سياسي را با همسايه ها در ميان گذاشته يا عضويت گروه هاي داوطلبانه را قبول مي كنند، مهماني شام كمتري دارند و كمتر به منظورهاي اجتماعي دور هم جمع مي شوند. اين موضوع پيامدهاي عمده اي براي جامعه و فرد دارد؛ زيرا وقتي مردم از نظر اجتماعي درگير باشند، سالم تر و خوشبخت تر زندگي مي كنند.

 

افت تحصيلي
براساس نظرسنجي هاي انجام شده در مدارس امريکا 86درصد از معلمان معتقدند استفاده از اينترنت باعث شده تا دانش آموزان در انجام تکاليف درسي خود کوتاهي کنند.
نظرسنجي ديگري نيز نشان مي دهد 58درصد از دانش آموزاني که در استفاده از اينترنت زياده روي مي کنند، افت تحصيلي داشته اند.
 استفاده بيمارگونه از اينترنت نوجوانان را از فعاليت هاي مفيد و سازنده اي همچون انجام فعاليت هاي درسي ، ورزش کردن و ارتباط با دوستان و همسالان بازداشته و در فرآيند اجتماعي شدن آنها مداخله مي کند.

کار يا سرگرمي؟
برخي از کارمندان به جاي آن که در ساعات کاري به وظايف خود بپردازند وقتشان را با سايتهاي اينترنتي و سرگرمي هاي آن مي گذرانند.
 زيانهاي مالي ناشي از غيبت ، کم کاري يا استفاده کارمندان از امکانات محيط کار براي وصل شدن به اينترنت ، مشکلات ادارات و سازمان ها با كارمندان معتاد به اينترنت است.
در مشاغلي که احتياج به تمرکز و دقت فوق العاده دارند و خطاي فردي مي تواند اثرات جبران ناپذيري داشته باشد، اين که تمام ذهن و فکر فرد معطوف به اينترنت و استفاده از آن باشد، مي تواند درصد احتمال خطا را بالا ببرد.
از سوي ديگر فرد معتاد به اينترنت چون تمام انرژي ذهني اش را روي استفاده از اينترنت سرمايه گذاري مي کند، ديگر توانايي تفکر خلاقانه ، ارائه راه حل هاي بديع و طرحهاي ابتکاري را نخواهد داشت.
گرچه ممکن است بهانه اين افراد براي استفاده افراطي از اينترنت دستيابي به اطلاعات مورد نياز باشد، اما عملا اين گونه افراد جز پرسه زدن بي هدف در سايتهاي مختلف ، کار ديگري انجام نمي دهند.

علايمي براي هشدار
شخص معتاد اينترنت را به شرکت در فعاليت هايي که قبلا مورد توجه اش بوده يا ارتباط با اعضاي خانواده و دوستان ترجيح مي دهد و بيشتر مايل است با افراد جديدي که توسط اينترنت پيدا کرده ارتباط برقرار کند.
روزي چندبار و به طور مرتب پست الکترونيکي خود را چک مي کند و هنگام اتصال متوجه گذشت زمان نيست. معمولا از زمان تعيين شده براي استفاده از اينترنت سرپيچي مي کند و درخصوص مدت اتصال به والدين و اطرافيان خود دروغ مي گويد.
از خواب و استراحت صرفنظر مي کند و در صورت وصل نشدن به اينترنت ، حالت آشفتگي ، عصبانيت ، بداخلاقي و در نهايت افسردگي پيدا مي کند و زماني که اين امکان فراهم شود، تمام حالات فوق در او از بين مي رود.

وداع با اخلاق

دسترسي از طريق اينترنت به عکسهاي مستهجن از جمله مواردي است که جنبه اعتيادآور پيدا مي کند و ذهن بسياري از والدين را به خود مشغول کرده است.
حتي اگر کودکان به طور مفرط به اينترنت متصل نشوند يک جستجوي ساده براي دستيابي به مطالب مفيد ناخودآگاه مي تواند پايگاه هاي غيراخلاقي را ظاهر نمايد.انبوه نامه هاي الکترونيکي همچون سيل به صندوق پست الکترونيکي کودکان سرازير مي شود که همه گونه اطلاعات و مطالب در اين زمينه را ارائه مي دهند.
البته راههايي همچون استفاده از نرم افزارهاي کنترلي وجود دارد. اغلب برنامه هاي پست الکترونيکي نيز قابليت فيلتر و مسدود کردن نامه هاي مختلف را دارند.
هر چند بسياري از اين پايگاه ها راههايي براي عبور از موانع را ارائه داده اند ولي به هر حال استفاده از نرم افزارها و کنترل پست الکترونيکي مي تواند به طور قابل ملاحظه اي احتمال دسترسي کودکان و نوجوانان را کاهش دهد.
برخي از والدين نيز نگران اين مساله اند که فرزندانشان ، نرم افزارهاي کنترلي و نصب شده را از کار بيندازند. براي اين منظور نيز برنامه هايي وجود دارند که مي توانند به طور نامحسوس تمام فعاليت هاي انجام شده روي رايانه را ثبت کند.
اين گونه نرم افزارها مي توانند اطلاعاتي نظير اين که چه پايگاه هاي مورد بازديد قرار گرفته اند يا گفتگوهاي انجام گرفته در اتاقهاي گفتگو را نمايش دهند.

 

سنجش اعتياد به اينترنت

جهت سنجش اعتياد به اينترنت، سوالات زير نيز نمايي از علائم وجود آن در کاربران هستند که مي توان از آنها به عنوان علائم اعتياد به اينترنت استفاده کرد:
1. آيا احساس مي‌كنيد كه نسبت به اينترنت اشتغال ذهني داريد؟ (يعني به فعاليت آن‌لاين قبلي‌تان فكر مي‌كنيد يا اينكه انتظار جلسه آن‌لاين بعدي را مي‌كشيد)
2. آيا احساس مي‌كنيد كه براي اينكه به مطلوبيت لازم اينترنت برسيد، لازم است وقت بيشتري را صرف آن كنيد؟
3. آيا بارها تلاشهاي ناموفقي در كنترل و يا قطع‌كردن استفاده‌تان از اينترنت داشته‌ايد؟
4. آيا موقعي كه سعي مي‌كنيد از اينترنت دست بكشيد و يا در كل از آن استفاده نكنيد، احساس ناآرامي، افسردگي و كج خلقي به شما دست مي‌دهد؟
5. آيا بيش از زماني كه در ابتدا قصد داشتيد، آن‌لاين مي‌مانيد؟
6. آيا احساس مي‌كنيد
حاضريد به‌خاطر استفاده از اينترنت، روابط اجتماعي مهم و يا فرصتهاي شغلي و آموزشي را از دست ‌دهيد؟
7. آيا
براي پنهان كردن مدت زياد استفاده خودتان از اينترنت

به اعضاي خانواده، درمانگرها و ديگران راجع به ميزان استفاده‌تان از اينترنت دروغ مي‌گوييد؟
8. آيا از اينترنت به‌عنوان ابزاري براي فرار از مشكلات و يا رهايي از احساس يأس و نااميدي، اضطراب و افسردگي استفاده مي‌كنيد؟

9. آيا حتي پس از صرف مبلغ زيادي براي خق استفاده از اينترنت مجدداًبه سراغ آن مي رويد؟
در نحوه تفسير سوالات فوق و جوابهاي مربوطه نيز قابل ذكر است كه اگر شما به بيش از پنج مـورد از ايـن سوالات پاسخ «بله» بدهيد، در آن صورت مي‌توان گفت كه شما به اينترنت معتاديد (
Zahniser, 2000:1: Yacet, 2001:9-10).

 

راه  مبارزه با اعتياد اينترنتي

در صورت بروز هر کدام از علايم اعتياد، منع کامل دسترسي به اينترنت نياز نيست در عوض ايجاد ساختاري که در نهايت به کاهش اين دسترسي تا مرز اعتدال منجر شود، لازم است

. شناختن اينترنت به عنوان يك اعتياد منجر به يافتن راه مناسبي براي درمان آن مي‌گردد و متعاقبا درمانگرها با نحوه درمان چنين رفتارهاي اعتيادآور تكنولوژيك و موضوعات مربوطه مواجه مي‌شوند.

اينترنت مي تواند مفري براي کساني که از مشکلات رواني رنج مي برند و دچار تشويش ، افسردگي و بي اعتمادي به نفس هستند نيز باشد. ارتباط مجازي از طريق اينترنت محملي را براي گريز از واقعيت و وسيله اي براي ارضاي نيازهاي هيجاني و رواني به وجود مي آورد.
کسي که در روابط واقعي بين فردي توفيق چنداني نداشته ، اکنون از اين طريق قادر مي شود بدون آن که چهره خود را برملا کند و نام خود را بگويد روابط گسترده اي را برقرار نمايد و احساسات خويش را بروز دهد. اين منجر به ايجاد توهم صميميت مي شود و وقتي واقعيت خارج ، محدوديت هاي خود را نشان مي دهد، واکنش هاي نااميدانه اي را در فرد ايجاد مي کند.

 

نکات مهم جهت پيشگيرى از سوء استفاده از اينترنت

در درجه اول قبل از والدين مديران ISP اين مسوليت را به عهده دارند که تا باتوجه اصل نظارت وبهرمند شدن از مجموعه قوانين وسياست هاى فرهنگى بتواند در يک ترازبندى صحيح وسالم ومنطقى، محصولات و فرآورده هاى اينترنتى را مورد ارزيابى قرار داده تا توسعه و ارائه بنحوه درست صورت بگيرد.

 

امروزه استفاده و كاربرد اینترنت به ویژه در میان قشر كودك و نوجوان به طرز وسیعی گسترش یافته است. چند دهه بود كه دانشمندان علوم اجتماعی و محققان علوم و فناوری خبر از ظهور نسل كامپیوتر یا نسل اینترنت می دادند و معتقد بودند چون كودكان، نوجوانان و جوانان در فضایی بزرگ می شوند كه بسیاری از ابزار ها الكترونیكی و كامپیوتری شده اند، به تمام جوانب آن آشنایی كامل پیدا می كنند.كودكان نسل امروز، وقتی به سن بلوغ می رسند به راحتی با طرز كار وسایلی كه به سرعت راهی بازار می شوند آشنا شده و متناسب با سرعت پیشرفت دانش، خود را به آخرین دانش روز مجهز می كنند. لذا نسل آینده نسلی است كه با كامپیوتر و اینترنت و دیگر فناوری های نوین ارتباطی بزرگ می شود و به شدت به آنها وابسته می شود. این امر سبب می شود تا والدین و مدیران و برنامه ریزان بخش های مختلف فرهنگی و آموزشی از هم اكنون به فكر چاره اندیشی در خصوص تبعات منفی این فناوری ها و بالاخص اینترنت باشند. به برخی از قداماتی كه در این زمینه می توان انجام داد اشاره می شود:

 

•والدین در درجه اول می بایست اطلاعات خود را در زمینه رایانه و اینترنت افزایش دهند و از آخرین تحولاتی كه در این زمینه صورت می پذیرد مطلع شوند.

 

•در اغلب كشور های توسعه یافته سازمان ها و موسساتی برای نظارت بر اینترنت و راهنمایی كاربران اینترنت به خصوص كودكان و نوجوانان به وجود آمده است. این موسسات به انجام اقداماتی از قبیل آگاه ساختن و آموزش كاربران اینترنت درباره ضرر و زیان های احتمالی اینترنت و تعیین راهكار هایی برای جلوگیری از این ضرر و زیان ها و نیز فیلتر كردن مطالب و سایت های مضر اینترنتی اشاره می كنند.

•والدین می بایست با كودكان و فرزندان خود درباره مضرات احتمالی اینترنت صحبت كنند. در برخی از كشور های توسعه یافته به والدین توصیه می شود كه قبل از آنكه فرزندانشان با اینترنت شروع به كار كنند، یك فرم استاندارد كه در آن خطرات ناشی از كار كردن با اینترنت گوشزد شده را خوانده و امضا كنند. نسخه ای از این به اصطلاح تعهدنامه در كنار میز كامپیوتر كودك یا نوجوان نصب می شود.

 

•باید به كودكان و نوجوانان آموخت تا هیچ وقت اطلاعات و عكس های شخصی و خانوادگی خود را به ویژه در اتاق های گفت وگو در اختیار كسی قرار ندهند.

 

•چنانچه كودكان در هنگام كار با اینترنت خطایی را مرتكب شوند، نباید آنها را به لغو یا ممانعت از دسترسی به اینترنت تهدید كرد. زیرا این گونه تهدیدات باعث افزایش حس پنهان كاری كودك شده و كم كم مسائلی را كه با آنها روبه رو می شود با والدین در میان نخواهد گذاشت.

 

•از كودكان و نوجوانان خواسته شود تا از ثبت نام در سایت ها، ایجاد صندوق پستی و تكمیل فرم هایی نامشخص بدون اطلاع والدین خودداری كنند. همچنین از باز كردن نامه هایی كه فرستنده آن را نمی شناسند پرهیز كنند.

 

•به كودكان و نوجوانان آموزش داده شود اطلاعاتی كه در اتاق های گفت وگو رد و بدل می شود اغلب نادرست هستند و نبایست به آنها اعتماد و اطمینان كرد.

 

•برای آنكه اولیای مدرسه، والدین و سایر مسئولان امكان محدود كردن دسترسی كاربران به سایت های نامناسب را داشته باشند، دو راه حل پیش بینی شده كه یكی راه حل شبكه ای و دیگری راه حل خانگی است. در روش های مبتنی بر شبكه، یك نرم افزار یا تركیبی از چند نرم افزار بر روی دروازه های شبكه قرار می گیرند و تمامی ارتباطات كاربران را كنترل می كنند. در روش های خانگی كه فقط روی یك كامپیوتر قابل استفاده هستند، یك نرم افزار خاص بر روی دستگاه نصب می شود و اتصال به سایت های غیرمجاز را فقط برای كاربران همان كامپیوتر مسدود می كند كه اولین نرم افزار از این نوع در ایران با نام نرم افزار الك ساخته شده است.سخن آخر آنكه فناوری های نوین ارتباطی و از جمله اینترنت محیطی مناسب برای رشد و تعالی جنبه های مختلف انسانی است، لكن باید توجه داشت كه این فناوری ها به همان اندازه كه مفید و سودمند هستند می توانند مضر و خطرناك باشند. لذا مسئولان، برنامه ریزان و والدین می بایست زمینه حضور موثر نسل جدید در عرصه این فناوری را فراهم نمایند.

 

 

 

 

منابع:

 

اميدوار، احمدعلي، و صارمي، علي‌اكبر (1381)، اعتياد به اينترنت: توصيف، سبب‌شناسي، پيشگيري، درمان و مقياسهاي سنجش اختلال اعتياد به اينترنت، مركز مشاوره و خدمات روان‌شناختي پرديس، مشهد: انتشارات تمرين.

غمامي (1384)، خطر سايبر براي كودكان، ماهنامه اصلاح و تربيت، سازمان زندان‌ها و اقدامات تأميني و تربيتي كشور، شماره 37، فروردين ماه.

 

Ferris, R., Jennifer (2002), Internet Addiction Disorder: Causes, Symptoms,and Consequences, Psychology Virginia Tech, jferris@vt.edu.

 

Greenfield¸ David (1999)¸Virtual Addiction¸ sometimes new technology can createnew problems¸ www.psychhealthnet.com/    

 

Lim, Jin-Sook and et al. (2004), A Learning System for Internet Addiction Prevention, Proceedings of the IEEE International Conference on Advanced Learning Technologies (ICALT’04).

 

Samson, Jeri and Keen, Beth (2005), Internet Addiction, Webmaster@notmykid.org.

Yacet (2001), What Is Internet Addiction?. The Consumer Jungle. www.consumerjungle.org

 

Suler, John (2005), Computer and Cyberspace Addiction, Pioneer Development Resources, Inc. www.selfhelpmaganize.com

 

Sexuality Education Resource Centre (2003), What is Sexual Dependence/Addiction?.

 

 

+ نوشته شده توسط سيده مرجان حسيني در دوازدهم تیر 1386 و ساعت 13:21 |

يك دهه از اين تصور كه پيشرفت تكنولوژي باعث كهنه شدن سريع خبرهاي هفتگي مي‌شود، مي‌گذرد

اكنون به نظر مي‌رسد  سال 2007 سال اوج تغييرات در ميان سه نشريه بزرگ باشد

در سال 2006 سه هفته نامه سنتي بزرگ، از صفحات ثابت، ظهور رقباي خبري چاپي و حفظ تيراژ قول داده شده به آگهي‌دهندگان در رنج بودند.

همه اين موارد در وضعيت پنهان دشوارتري مثل چالش توليد هفتگي در قالب يك فرهنگ خبري شبانه‌ روزي (24ساعته)  بازتاب و نمود دارد.
اما آنچه تعجب‌‌‌ آور است اين است كه چرا اين اندازه طول كشيد تا اين موضوع جمع‌بندي و مطرح شود.

تايم، غول هفته‌نامه‌هاي خبري در اين زمينه، رهبري ايجاد تغييرات را دنبال مي‌كرد.
اين هفته‌نامه، راه جديدي را براي تاريخ انتشار و ايجاد تعداد مخاطبان بيشتر را در پيش گرفت و اميدوار بود با اين  تغييرات بتواند به زودي مخاطبان رسانه‌هاي چاپي و آنلاين را تركيب كند.

تايم با طراحي دوباره وب سايت خود و با تاكيد‌‌ زدايي از نسخه چاپي، به طور ضمني رويكرد تحليلي‌تري به خود گرفت و سپس تعداد كاركنان خود را كاهش داد.

اما به نظر مي‌رسد نيوزويك، رقيب سنتي تايم، خود را براي پيشبرد يك حركت زيگزاگي آماده مي‌كند و اميدوار است  از اشتباهات يا موفقيت‌هاي "تايم" مواردي را بياموزد. نيوزويك، همچنين از خطر كردن و تجربه‌كردن طرح‌هاي جديد نمي‌هراسد.

آيا نيوزويك، زيركي لازم را دارد؟ يا خارج از قاعده حركت مي‌كند؟ به نظر مي‌رسد اگر تايم در مسير درستي قرار دارد، نيوزويك ممكن است از آن عقب افتاده باشد و اگر تايم، گستاخي و جسارت به خرج مي‌دهد اما شرط را مي‌بازد، نيوزويك شايد مانع انجام تجربه ديگران و ابراز جسارت آنها باشد.

به نظر مي‌رسد نشريه "اخبار آمريكا و گزارش جهان" كه كوچكترين نشريه از مجموعه اين سه غول است (BIG THREE)، كه بيشتر محتواي مورد نظر خود را دنبال مي‌كند تا اينكه بر آنچه ديگران انجام مي‌دهند، متمركز شود.

اين نشريه، نخستين هفته‌نامه بزرگي بود كه با يك ساختار خبري بيشتر متمركز بر وب، ارائه مي‌شد. اگرچه تا سال 2007، تغييرات طراحي شده در مطالب، به روشني در سايت مشهود نبود اما محتواي مجله در سال‌هاي اخير بيشتر سياست محور بود و اين روش بخشي از تلاش اين نشريه در يك دوره بلند مدت محسوب مي‌شدكه با هدف ايجاد تمايز بين اين نشريه با تايم و نيوزويك دنبال مي شد

هنوز به نظر مي‌رسد كه اين نشريه احتمالا رهبري دو نشريه رقيب ديگر- كه در واقع نمود و جلوه‌اي از يك موفقيت بزرگ است- را دنبال مي‌كند.

تئوري و ديدگاه مورد نظر شايد تا سال آينده، دقيقا مشخص و ارائه نشود. اما تغيير و دگرگوني موارد بنيادي بيشتري در مجموعه BIG THREE در حال شكل‌گيري و بروز است.

در ضمن، رقيب‌هايي مثل اكونوميست و نيويوركر، با همه تمايزهايي كه دارند برخلاف تايم و نيوزويك به هم نزديك مي‌شوند و مي‌توانند حتي با همان شيوه‌هاي قديمي در چاپ، خوانندگان را به خوبي جذب كنند.

در مورد مجلاتي مثل"NATION" و "NATIONAL REVIEW"، مي توان اين نظريه را مطرح كرد كه آنها جلوه جديدي براي تماشا دارند كه ممكن است شانس و اقبال آنها را دگرگون كند.

تيراژ اين مجلات، براساس اينكه كدام حزب در قدرت است، افزايش يا كاهش مي يابد. آن‌ها شاهد انتقال قدرت در واشنگتن و حزب‌هاي سياسي در حال گذار و تحول هستند.

 .wwwJournalism.org

+ نوشته شده توسط سيده مرجان حسيني در چهارم تیر 1386 و ساعت 16:1 |

در فضاي نوين رسانه اي، شايد بيشترين تعامل ديپلماتيک را ديپلماتهاي مجهز به تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات با مخاطبان جهاني داشته باشند. چرا که در غير اين صورت رسانه ها پيش از آنها گستره ديپلماسي و سياست خارجي را به تحريريه کانالهاي راديويي – تلويزيوني، روزنامه ها، سايتها و ساير رسانه ها مي کشانند .
کمتر دولتي را مي توان يافت که بتواند با سرعت شگفت انگيز رسانه هاي جهاني، به ويژه رسانه هاي تصويري در سياست خارجي، حرکت کند. رسانه ها بازيگران غيردولتي سياستگذاري خارجي امروز کشورها هستند که فعاليت آنها را نه مي توان کنترل نمود و نه مي توان ناديده گرفت. آنها در گفتمان سنتي سياست خارجي، تغيير و تحولات بيشماري ايجاد نموده اند و دولتها را به تحول در تصميم گيري و اجرا سياست خارجي وادار کرده اند.
درست به اين دليل که گفتمان سازي، تصويرسازي و اقناع ديگران، در تعاملات ديپلماتيک و سياست خارجي جايگاهي نوين يافته اند، نقش رسانه ها در پردازش و اقناع ديگران بسيار کليدي تر از گذشته شده است.
گستره نفوذ و تاثيرگذاري رسانه ها به عنوان بازيگران قدرتمند غيردولتي در عرصه ديپلماسي و سياست خارجي، بر دولتهاي ملي فشار وارد مي آورد و آنها را وادار مي‌سازد تا با شتاب و خيلي فوري، به تجديد نظر و ايجاد تحول در ساختارهاي مدل ديپلماسي و سياست خارجي خود بپردازند و ديپلماسي نويني را به عنوان كانون مركزي تلاشهاي ديپلماتيك خود؛ ايجاد، رشد و توسعه دهند:

سايبرديپلماسي

ديپلماسي سايبر؛ ديپلماسي افکار عمومي
ديپلماسي واژه اي بحث بر انگيز است و افزوده شدن کارکردها و کاربردهاي رسانه ها در سياست خارجي و روابط بين المللي، بر دشواريهاي درک  اين واژه مي افزايد.
تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و رشد سريع و کاربردي آنها، به پديد آمدن مفهومي نوين به نام « ديپلماسي رسانه اي» انجاميده است. در ديپلماسي نوين «  افکار عمومي » جايگاهي مهم دارد، کشمکش ها از طريق جريان ديجيتالي اطلاعات دنبال مي شود و در اين جريان، رويارويي اصلي ميان ملتهاي کوچک و ساختارهاي جهاني است.
به بيان كلي، امروزه ديپلماسي هنر و مهارت پيشبرد و ارتقاي منافع ملي از طريق مبادلات پايدار اطلاعات و ايجاد ارتباطات پايدار بين ملتها و افراد است. در اين فضا، تعامل و اطلاعات به عنوان دو عامل اصلي ديپلماسي، با بهره گيري از رسانه ها مي توانند ارتقاي جدي پيدا کنند.
از سوي ديگر، برخلاف گذشته كه شبكه رسمي ارتباطات بين‌المللي هر دولت را شمار سفارت‌خانه‌ها و ديپلماتهاي آن دولت تشكيل مي‌داد ، امروز هر پيام كه از مرزهاي ملي به سطوح بين‌المللي ارسال مي‌شود، حكم يك سفير پرقدرت نامرئي را دارد . اين سفير كه همه راههاي صعب‌العبور را در ثانيه ها مي‌پيمايد، موريانه‌وار علائق و منافع رقيب را تخريب مي كند و اين امر به معناي افزايش قدرت دولت فرستنده پيام است . امروز اين سفير كوچك آمده است تا مفاهيم بزرگ و در عين حال گنگ روابط بين‌الملل را روشن سازد. داشتن اطلاعات و شبكه ارتباطي ، مقولات آگاهي و اراده سياسي را روشن‌تر مي‌سازد . ارزيابي توان ، وزن و اراده نظام‌ها همواره مقولات پيچيده براي ديپلماتها به شمار مي‌رفته است ، اما حالا ارتباطات دارد اين توان و اراده را بسيار آسان اندازه مي‌گيرد . به‌نظر مي‌رسد ما وارد مرحله‌اي شده‌ايم كه دوره انطباق وضعيت فراملي ارتباطات بر روابط بين‌المللي است . مرحله ظهور ديپلماسي نوين.
هارولد نيکلسون ، ديپلمات وزارت خارجه بريتانيا، با مهارت، مقايسه اي تطبيقي از ديپلماسي قديم و نوين ارائه مي‌كند که مي تواند بيانگر تغييرات امروزي ديپلماسي باشد. طبق نظرات نيکلسون، مشخصات ديپلماسي قديم عبارت بود از پنهانکاري، غيردموکراتيک، روابط دوجانبه، عمل گرا و وضعيتي که توسط عده کمي از دولتهاي بزرگ اجرا و هدايت مي شد. اما ديپلماسي نوين درست عکس آن با مشخصاتي چون: آشکار بودن؛ دموکراتيک، چندجانبه، اصول گرا و با مشارکت دولتهاي بسياري ( اعم از دول کوچک ) انجام مي گيرد. ديپلماسي نوين اشاره به مردم دارد نه دولتها؛ تاکتيکهاي ديپلماسي نوين احترام بيشتر به مردم است تا دولتها.

رسانه هاي نوين؛ نهادهاي خصوصي ديپلماتيک


بپذيريم که رسانه ها، نحوه هدايت سياست خارجي را تغيير داده اند و اکنون قدرت جهاني يک کشور در توان و استعداد ديپلماسي رسانه اي آن در ايجاد هويت ملي و ارائه تصوير مکمل بين المللي آن نهفته است. ديپلماسي ديگر، پديده اتاق هاي دربسته نيست، پديده اي آشکار است پديده اي رسانه اي که هر چه پوياتر باشد، سياست خارجي را پوياتر خواهد ساخت و اين که در جهان امروز، بدون درک
عميق از نقش مهم وسايل مدرن ارتباطي ناممکن خواهد بود.
رسانه ها در همكاريهاي فراملي و غير حكومتي، نقش هاي مهمي را عهده دار و به اجرا مي گذارند. بسياري از رسانه هاي جهاني قدرت نرم خود را دارا خواهند بود تا از طريق آن شهروندان را براي ايجاد ائتلافهايي كه محدوديت هاي ملي را شامل نمي شود، جذب كنند.
هم اكنون با توجه به رشد ابزارهاي مدرن ارتباطي , مأموريت وزارت خارجه و وزارت‏ دفاع عمدتا بر دوش لشكر رسانه‏ها قرار داده شده است. راس پرو، كانديداي رياست جمهوري آمريكا در سال 1992 مي‌گويد: « سفارتخانه ها يادگار ايام كشتي هاي بادباني هستند. در آن زمان كه از ارتباطات جهاني خبري نبود، سفير هر کشور به نمايندگي از كشور خود سخن مي‌گفت. ولي اكنون، با توجه به ارتباطات آني در تمام نقاط جهان، سفير نقشي عمدتا اجتماعي بر عهده دارد. در واقع سران و وزيران كشورها به طور علني يا محرمانه، به طور مستقيم با همتاي خويش مذاكره مي‌كنند. مذاكرات آنان عمدتا از طريق ديدارها و ملاقات‌هاي رسمي و غير رسمي و نيز از طريق ارتباطات گروهي و بين فردي انجام مي گيرد.» به اين ترتيب نقش سياست‏هاى آشكار مهم‏تر از سياست‏هاى پنهان شده است. به‏ديگر سخن، ديپلماسى امروز صرفاً در اتاق‏هاى دربسته شكل نمى‏گيرد، بخش بزرگ‏ترى از آن هم پشت پنجره و در سطح آشكار عمومي نقش مى‏بندد، در برابر چشم ديگران و به‏ كمك تكنولوژى‏هاى نوين ارتباطي و رسانه ها.
در واقع اين موضوع خود مهمترين چالش دستگاههاي ديپلماسي و سياست خارجي کشورها در جامعه شبکه اي امروز اين است که گسترش اطلاعات از طريق فناوريهاي نوين ارتباطات و رسانه هاي نوين، روابط بين دولتها در عرصه منطقه اي، بين المللي و جهاني را که پيشتر توسط ديپلماتها انجام مي گرفت را به روابطي چند جانبه تبديل کرده است که در آن بيشترين تلاش دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي برقراري روابط با ملتها آن هم از طريق رسانه ها و در فضاي مجازي حاصل از به کارگيري آنها است. به طوري که کارکنان رسانه ها و بازيگران غيردولتي بانفوذ به افشاگري مي پردازند و با انگيزه جلب افکار عمومي به دخالت در مسايل مي پردازند. اين روندها موجب شده است که گفتگو و مذاکره با مقامات براي سفيران بسيار دشوار شود. زيرا آنان بايد با بازيگران زياد و در عين حال گوناگوني درگير شوند و اطلاعات گوناگوني کسب نمايند، آن هم در شرايطي که شاهد تبديل بازيگران فراوان به بازيگراني محدودتر اما هشيارتر، مانند سازمانهاي غيردولتي از جمله خود رسانه ها هستيم که با برخورداري از توانايي
اتخاذ روشهاي سازمان يافته و جمعي، نظم ديپلماتها را در تمام جهان دستخوش تحول کرده اند.
اينست که با زاويه ديد گذشته نمي توان به دنياي ديپلماتيک امروز نگريست. به دنيايي که ديپلماسي آن با يک کليک، ظرف چندثانيه با سرعت وارد اتاق ما مي شود. شايد فردا همه به تصويرهاي ديپلماتيک رسانه هاي جهان بسنده کنند. مگر در حال حاضر ديپلماتها جهان را از ويترين رسانه هاي جهاني تماشا نمي کنند؟

منبع:

www.hamshahrionline.ir/News/?id=2202 - 30k

 

+ نوشته شده توسط سيده مرجان حسيني در هفدهم خرداد 1386 و ساعت 22:38 |

پرسشنامه دانش‌سنجي، نيازسنجي و ايده‌آل‌سنجي نسبت به فضاي مجازي دانشگاهي

اين پرسشنامه از طرف موسسه مطالعات آمريكاي شمالي و اروپاي دانشگاه تهران و پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري، با هدف بررسي سطح شناخت، نيازها و ايده‌آل‌هاي دانشگاهيان، اعم از استادان، دانشجويان و فارغ‌التحصيلان، در رابطه با فضاي مجازي طراحي شده‌است. اين پژوهش محصول کار جمعي محققين دانشگاه تهران مي‌باشد که با نگاهي کاملا کاربردي طراحي شده‌است و اميد مي‌رود که بازتاب گسترده‌اي بر ساخت "سازه‌‌ي مجازي دانشگاهي"  ايران داشته باشد.

همکاري شما در پاسخ‌گويي دقيق و انعکاس ايده‌هايتان، نتايج مثبتي در طراحي فضاي دانشگاهي مجازي در فضاي ايراني خواهد داشت.

از ژرف‌نگري، حسن توجه و همکاري شما صميمانه سپاسگزاريم.

دکتر سعيدرضا عاملي
و همکاران

  برای مراجعه به این نظر سنجی روی این آدرس کلیک کنید:

      http://www.academia.ir/main/questionnarie.html

+ نوشته شده توسط سيده مرجان حسيني در بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:40 |

       زبان ابزار بازنمائي واقعيت است و خود واقعيت نيست.   رسانه نيز يعني زبان که بازنمائي واقعيت را با روش چند زباني -multi-language انجام مي دهد

       بازنمائي يك نوع دلالت كننده است كه يا منعكس كننده واقعيت بيروني است و يا تصوير دستكاري شده اي از عينيت خارجي را به نمايش مي كشد. در اينجاست كه اثر بازنمائي اهميت پيدا مي كند.

       بازنمائي به معناي استفاده از زبان است براي بيان يك امر معناداري نسبت به عينيت ها براي خود آن مردم و ديگراني كه در ساير نقاط جهاني وجود دارند.

 

استوارت هال معتقد است هويت فرهنگي معمولا در چهارچوب بازنمائي شكل مي گيرد و نه خارج از هويت فرهنگي.     بعنوان مثال فيلم يك شكل از بازنمائي است كه مي تواند كي بودن ما را و به عبارتي ديگر ”هويت فرهنگي“ را در قالب هويت جمعي و يا هويت فردي منعكس كند و موجب شود ما ”خود“ را در آن قالب بازنمائي شده ببينيم.

 

.

سیصد

.من فیلم سیصد را برای بررسی بازنمایی هویت ایرانی انتخاب کرده ام

فيلم "300" پس از "بي باک" و "شهر گناه" سومين اثر سينمايي است که از روي کتاب هاي کميک استريپ فرانک ميلر ساخته شد با اين تفاوت که فيلم 300 درباره جنگ هاي ايران و يونان باستان است. ميلر اين کميک را با اقتباس از فيلمي به نام The 300 Spartans يا 300 اسپارتي که در سال 1962 اکران شده بود، کشيد

داستان فيلم، جنگ ايران و يونان در ميدان جنگ ترموپيل (گردنه معروفي در يونان، بين کوه اويته و خليج ماليک) است. جايي که پادشاه اسپارتي يعني لئونيداس ارتش 300 نفري خود را عليه ارتش عظيم ايرانيان تجهيز کرد تا مقابل سپاه ميليوني خشايارشا ايستادگي کنند اما گوژپشتي دروازه هاي شهر را به روي لشگر ايران باز مي کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، اين 300 اسپارتي توانستند جلوي لشگر عظيم خشايار شاه به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همين دفاع سه روزه باعث اتحاد يونانيان عليه ايرانيان و همين آغازي شد براي دموکراسي يونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهاي بعدي. (چيزي شبيه شکست آلمان در استالينگراد و کسب روحيه متفقين.(
اين فيلم ايران را نماد ديکتاتوري و يونان را نماد دموکراسي تصوير مي کند. به زباني ساده تر داستان بر محور نبرد دائمي خير و شر مي چرخد. در حالي که وقتي به فرمان کوروش برده داري در امپراتوري پارس ممنوع شده و مردم در دينشان آزاد بودند، در يونان باستان برده داري به شکل گسترده اي رواج داشت و زنان و برده ها شهروند درجه دو محسوب مي شدند.

 سايتها و وبلاگهايي كه پس از اكران فيلم 300 به نقد و بررسي آن پرداختند همگي به تحريف و دستكاري تاريخ در اين جنبه ها اشاره داشتند:
- وضعیت ظاهر و خوی منش ایرانیان
- قدرت فرماندهی و راهبری نظامی فرماندهان
- صلح‌طلب بودن ایرانیان و پرهیز انها از غارت و تخریب و کشتار در سرزمین‌های تحت سلطه

 

در  فيلم تعدادي از ايرانيان از جمله سفير ايران و حتي خشايارشا سياهپوست و مانند روساي قبايل آفريقايي نشان داده شده اند. در واقع ايرانياني كه از نظر تاريخي بد نيستند، بد و وحشي نشان داده شده اند و از طرف ديگر گروه بد سياهپوست نشان داده شده اند.در واقع براي سازندگان فيلم، غير اروپايي بودن و يا سياهپوست بودن يعني بد بودن و براي نشان دادن بدکاران از سياهپوستان استفاده شده است. حتي تفاوت ظاهري افراد در فيلم، يعني با نشان دادن اروپاييان خوش اندام و از سوي ديگر زشت و ناقص الخلقه نشان دادن غير اروپاييان، نشانه اي از ديدگاه نژادپرستانه حاكم بر فيلم است.

 

 

هرودوت هم كه ظاهرا منبع ميلر براي ساخت رمان مصورش بود هم در كتابش اقرار مي كند كه ايراني‌ها اگر جايي را مي‌گرفتند كشتار نمي‌كردند و اين توهم اسپارتي‌ها از ايراني‌ها بود حتي خشايارشا سفيران اسپارتي را که براي عذرخواهي کشتن سفيران ايران نزد او رفته ابودند، به انتقام سفيران خود  نکشت. اما در فيلم به اين موارد اشاره اي نمي شود.

 

کشورهاي اروپايي بعد از دوره رنسانس و به دنبال آنها آمريکا در جهت هويت سازي هميشه خودشان را فرزندان يونان و روم مطرح کرده اند. تاييد اين مساله را در نام گذاري مجلس آمريکا (سنا) که از روم گرفته شده، نوع حکومت آمريکا (جمهوري) که از "رس-پوبليکا" (مساله ملي) لاتين گرفته شده، ادعاي فرهنگ سياسي آمريکا (دموکراسي) يا حکومت اقشار که نام دولت آتن بوده، مي توان ديد. امروز مساله تبليغات علاوه بر بعد سياسي، بعد فرهنگي هم پيدا کرده اند و به ماجراي نژادپرستي در حال تبديل به فرهنگ پرستي است که در اين فيلم هم رد پاي آن را مي توان ديد. در فيلم 300، ايراني ها فقط خودکامه و زورگو و بي خبر از مفاهيم آزادي نيستند بلکه ديگر انسان نيستند! يعني علاوه بر اين که فرهنگ ندارند، انسانيت هم ندارند پس دفاع در برابر اين موجودات غيرانساني کافي نيست و بايد آنها را از بين برد.


 مساله نگران کننده اي كه وجود دارد اين است که هر گاه قدرت هاي بزرگ دنيا با کشوري دچار چالش شدند، تمام تلاش خود را براي زير سوال بردن تاريخ و فرهنگ آن کشور صرف کردند و چه ابزاري مناسب تر از سينما. حتي اگر به تئوري توطئه معتقد نباشيم، در خوش بينانه ترين حالت هاليوود نشان داده که مي تواند از موج منفي عليه يک کشور کمال استفاده را ببرد و جيب هاي صاحبان صنعت فيلم سازي خود را پر از پول کند.

مادامی که به صورت فعال و گاه عامدانه از خود چهره‌ای سیاه برای رسانه‌های غربی درست می‌کنیم ، و تا زمانی که از گذشته خود غافل هستیم و از پژوهشهاي تاريخي حمايت نمي كنيم ، نباید انتظار بهتر از این را  از امريكا و تمام كشورهايي كه با آنها مشكل داريم داشته باشیم.

منابع:

http://www.chn.ir/News/?Section=2&id=37857

http://www.1pezeshk.com/archives/2007/03/lets_bon_300.html

http://www.osyan.net/2007/03/post_928.php

+ نوشته شده توسط سيده مرجان حسيني در بیست و دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:27 |

فلسفه رسانه مبتني بر توسعه ارتباطات است و بدون درگيري ارتباطي فهم معاني عميق امکان پذير نيست.

تحليل پيامهاي رسانه اي و ارتباطاتي به روش فلسفي اين امكان را براي ما فراهم مي كند كه نه تنها به فهمي عميق از امور برسيم بلكه در پيدا كردن عقل ارتباطي هم به ما كمك كمي كند و براي ارتباطي شدن عقل نيازمند  فعاليت – مشغله ارتباطي و توسعه ارتباطات موضوعي هستيم.

در اين ديد عمق وجود ندارد و پديده ها شرح و بسط نمي يابند. اين نوع نگاه ريز است و قدرت وصل کردن متغيرها به يکديگر را ندارد.

اگر بخواهيم خبر مورد نظر را از ديدگاه نقطه اي بررسي كنيم شايد تعداد پاراگرافهاي خبر به نصف كاهش پيدا كند .چون همانطور كه در تعريف اين ديد آمد ديد نقطه اي به شرح و بسط پديده ها نمي پردازد و آنها را به صورت ابتدايي تحليل مي كند.در اين خبر نقل قولهايي از آژانش بين المللي انرژي اتمي خبرگزاري هاي غربي و يك روزنامه روسي آمده است كه هر كدام از ديد خود و با توجه به منافع و مواضع خود خبر غني سازي اورانيوم در سطح بين المللي توسط ايران را مورد تحليل قرار داده اند.اگر بخواهيم با ديد نقطه اي به اين خبر نگاه كنيم خبر محدود مي شود به اعلام انتشار سند رسمي آژانس بين المللي انرژي اتمي ؛چون محور اصلي خبر و محرك عكس العملهاي رسانه ها همين مسئله است كه در پاراگراف اول هم آمد و ادامه ي خبر مربوط مي شود به واكنشهاي رسانه هاي غربي به اين مسئله.در واقع در اين ديد اصل خبر مورد توجه قرار مي گيرد و حواشي ان مورد توجه نيستند.

 

ديد خطي:ديد خطي در روايت پديده هايي را كه در يك خط با هم ازتباط دارند بيان مي كند.ساختار آن شبيه نقطه ايست البته با كمي انعطاف .

اگر بخواهيم خبر انتشار سندداخلي آژانس را از اين ديدگاه بررسي كنيم توضيحاتي كه درباره نامه انتشاري آژانس داده شده است اضافي به نظر مي رسد چون در جريان اصلي خبر قرار نمي گيرند از طرفي واكنشهاي روزنامه ي روسي و خبرگزاري هاي رويترز و يونايتد پرس و فرانسه هم در خبر نمي آيند.در واقع خبر اصلي مربوط به اين مسئله است "اعتراف آژانس به از آغاز غني سازي صنعتي در ايران" و آنچه به صورت خطي با آن در ارتباط است" تمايل اروپايي ها براي مذاكره با ايران "است.اين دو جمله تاثير و تاثر مستقيم با هم دارند و شامل تحليلهاي رسانه هاي موافق يا مخالف غني سازي ايران و همچنين متن نامه اي كه به امضاي "اولي هانيونن"مدير كل آژانس رسيده است نمي شود.

ديد سطحي: بزرگتر از جريان خطی ذهن است و به آنچه در سطح اتفاق می افتد توجه و بيان می شود.

ديد خبر مورد تحليل را قطعا نمي توان ديد سطحي دانست چون تقريبا هر كدام از 5 پاراگراف خبر به يك بعد از اين اتفاق بين المللي مي پردازند.

براساس ديد سطحي ما وارد عمق قضايا نمي شويم و آنها را به صورت جزئي مورد بررسي قرا رمي دهيم.مي توان ادعا كرد ديد سطحي در خبر براي آنها كه مي خواهند اطلاعي شسته و رفته و مختصر از يك اتفاق به دست بياورند مناسب است و يا براي كساني كه با عجله اخبار را مرور مي كنند .چون اطلاع كمي درباره موضع ارايه مي دهد و از طرفي همه عناصر را هم ذكر مي كند.

براي بررسي خبر مربوط به غني سازي صنعتي ايران با ديد سطحي مي توان همه ي كساني كه درباره اين موضوع اظهار نظر كرده اند (آژانس بين المللي –خبرگزراي هاي غربي-روزنامه روسي-تحليل گر روزنامه كيهان)را در خبر ذكر كرد واما نقل قول مستقيمي از آنها نداشت يعني تنها مواضع آنها را روشن كرد و از تحليل آن خودداري كرد.

 

ديد حجمي: توجه به حجم ابعاد مختلف است و عمق در حجم درک می شود كمي از سطح فراتر می رويم، اين روند به فلسفه رسانه نزديک تراست .

به نظر من خبر مورد نظر با ديد حجمي پردازش شده است..بر اساس سبك هرم وارونه در روزنامه نگاري مطلب اصلي در ابتداي خبر آمده است.در پاراگراف دوم منبع خبر ذكر شده است و در پاراگراف چهارم و پنجم هم تحليل نويسنده ي خبر در روزنامه كيهان درباره واكنسهاي رسانه هاي غربي در مورد اين خبر است.كه به ترتيب از پاراگراف اول به آخر از اهميت مطالب هم كاسته مي شود.

 

ديد فراحجمي: اين ديد عميق تر از نگاه حجمی است،به حجم اتفاق افتاده در انگيزه ها و عوامل موثر در پديده مي پردازد .

اگر بخواهيم با اين ديد خبر را بازنويسي كنيم بايد به پيشينه ي خبر و مواضع قبلي آژانس درباره غني سازي در ايران و اينكه چه دليلي باعث شد اروپايي ها بعد از صدور قطعنامه هاي متعدد عليه ايران خواستار مذاكره با ايران شوند را هم بياوريم.همينطور موضع كنوني آژانس (مثبت يا منفي)را هم بيان كنيم.از طرفي زماني كه از رسانه هايي مثل رويترز و ...نقل قولهايي مي آوريم و به پاسخگويي رسانه هاي مخالف اين ديدگاه (روزنامه روسي –روزنامه كيهان)اشاره مي كنيم به نوعي سابقه خبر را هم مطرح كرده ايم.دليل وابستگي اين رسانه ها كه همه اروپايي هستند اما مواضع متفاوت دارند و در نهايت موضع گيري آنها نسبت به اقدام آژامس را هم مي توان در ديد فراحجمي مطرح كرد.

+ نوشته شده توسط سيده مرجان حسيني در نوزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:17 |

 

خلاصه فیلم

دو پسر بچه ي مراكشي براي تفريح با تفنگ شكاري كه يك شكارچي ‍ژاپني به پدرشان بخشيده است از فاصله اي دور به اتوبوس حامل جهانگردان امريكايي شليك مي كنند و گلوله به يك زن (كيت بلانشت)برخورد مي كند و او وهمسرش(براد پيت) را وادار مي سازد تا رسيدن نيروهاي امدادي در روستايي بمانند.از طرفي پرستار بچه هاي اين زن و شوهر براي اينكه به عروسي پسرش در مكزيك برسد آنها را به صورت غير قانوني با خود همراه مي سازد و در راه بازگشت به مشكل بر مي خورد.فيلم تكه هايي از زندگي زجرآلود دختر كر و لال مرد ژاپني صاحب تفنگ را هم به نمايش مي گذارد و اين تكه هاي پازل را از 4 گوشه ي جهان پيدا كرده و در كنار هم مي چيند.زن امريكايي با رسيدن هليكوپتر امداد نجات مي يابد اما پسر بچه ي مراكشي توسط پليس كشته مي شود،پرستار بچه ها دستگير مي شود و دختر ژاپني كه از ايجاد غريزي ترين روابط با انسانها عاجز است توسط پدر دلداري داده مي شود و فيلم با صحنه ي رقت انگيز ترحم انسان بر ديگري در نمايي دور از برجهايي عظيم به پايان مي رسد.

 

تحليل تفسيري

فيلم بابل مانند پازليست كه بايد با كنار هم قرار دادن تكه هاي آن به تم اصلي داستان برسيم.فيلم چند داستان مختلف را براي ما تعريف مي كند كه در مكانهاي متفاوت مي گذرد اما همه به نوعي به هم مرتبطند.بابل مانند دو فيلم قبلي ايناريتو(عشق سگي و 21 گرم) با يك اتفاق شروع مي شود.اتفاق اصلي فيلم در هزاره ي سوم در روستايي دورافتاده رخ مي دهد و كودكاني كه انگار در ابتداي تاريخ مكتوب بشر زندگي مي كنند با شليك گلوله اي از تفنگ ساخت دست انسانهاي پيشرفته زني را مجروح ميسازند و اين خطا توجه جهان را متوجه آنها مي سازد واين يعني تا اتفاقي ناگوار رخ ندهد وجود ديگري را به ياد نمي آوريم.زن و شوهر امريكايي با رخ دادن اين اتفاق در زندگي شان به يكديگر نزديك مي شوند و پدر و دختر ژاپني با شكستهاي پي در پي دختر و پدر و پسر مراكشي با مرگ پسر نسبت به هم ابراز احساسات مي كنند و در اين بين تصويري هر چند متزلزل از ترميم روابط انسان امروزي در ذهن ترسيم مي شود.

-عناصر اصلي فيلم ; تنهايي و ترس

ايناريتو در اين فيلم تنهايي هاي ممتد و بي پايان انسانها را نشان مي دهد،انسانها چه در روستايي دورافتاده در مراكش باشند چه در كلوبي شبانه در ژاپن و چه در بيابانهاي مكزيك قادر به ايجاد ارتباط  با دنياي اطراف خود نيستند و نمي توانند تيره روزي هاي خود را پايان دهند.اوچنان هنرمندانه زندگي و سرنوشت آنها را به هم ربط داده كه همدردي دونفر از دو قاره ي متفاوت همانطور براي ما باورپذير است كه عدم درك متقابل بين يك پدر و دختر،چون بارها براي خودمان پيش آمده كه از فهميدن نزديكترين خويشاوندانمان عاجز شويم و به درددل كردن با غريبه اي بپردازيم.مهمترين نماد تنهايي در فيلم دختر گنگ ژاپنيست كه مشكلي بيش از كر و لال بودنش او را از برقراري ارتباط با ديگران باز ميدارد و آن عدم اعتماد به نفس و مشكلات ناشي از خودكشي مادر است كه او شاهد آن بوده و بدبختي ديگر او اين است كه ديگران هم قادر به درك او نمي باشندو نيازهاي او را پاسخ نمي گويند.با اين حال تنهايي درد تمام شخصيتهاي فيلم است،حتي پليسي كه او را دلداري مي دهد و غرور از بين رفته او را كمي ترميم مي كند هم  خود به شدت تنها و منزوي است.

هر يك از شخصيتها  نوعي ترس را در خود دارند و اين ترس است كه داستان فيلم را رقم ميزند.ترس از حيوانات وحشي مرد مراكشي را به فكر تهيه ي اسلحه مي اندازد.ترس از جدايي زوج امريكايي را وادار به مسافرت با هم مي كند.دخترك به خاطر ترس از تنهايي سعي در ارتباط با ديگران دارد، ترس از پليس خدمتكار مكزيكي را به خروج غير قانوني از مرز وامي دارد و در آخر ترس است كه پليس و پسرك مراكشي را مجبور مي كند به سوي هم شليك كنند و اين ترسها و تنهايي هاست كه آدمهاي فيلم را به هم نزديك مي كند و آنها را هر چه بيشتر شبيه به هم مي سازد.سرنوشت رقت انگيز شخصيتهاي فيلم هم كه فصل مشترك همه ي بخشهاي فيلم است نتيجه ي عدم ارتباط بين آدمها و تقديريست كه براي آنها رقم خورده.

-مصيبت،پيوند دهنده ي انسانها

انسانها در فيلم زماني به درك مشترك از يكديگر مي رسند كه اتفاقي ناگوار بيفتد و مصداق بارز اين نكته را در سكانس كشته شدن پسر مراكشي مي بينيم كه پليس با زجه هاي برادر پسرك به خود مي آيد كه درحق او و خانواده اش چه كرده است.دختر كر و لال وقتي از طرف پليس رانده مي شود مي تواند به راحتي در نامه اي حرفهايش را به او بزند و مرد امريكايي با زمين گير شدن همسرش براي كمك او مي شتابد و مرد ژاپني وقتي دخترش را در وضعي آشفته مي بيند او را در آغوش پدرانه ي خود جاي مي دهد.اين صحنه ها به شدت يادآور نوع همدردي ها و نزديكي انسانها بعد از حوادث 11 سپتامبر است كه بر موضع گيري هاي فيلم (اخبار رسانه هاي امريكايي و ژاپني)سايه افكنده است.

تحليل همنشيني

فيلم تقريباً روايتي مستند گونه دارد(سكانسهاي مربوط به مراكش را به ياد بياوريد)،با اينكه كارگردان از بازيگران بزرگي چون براد پيت و كيت بلانشت استفاده مي كند اما آنها بدور از زرق و برقهاي هاليوودي،خود را در اختيار نقشها قرار مي دهند واجازه ي هم حسي و همذات پنداري با شخصيتها را به تماشاگر مي دهند.ديگربازيگران فيلم هم كه يا نابازيگرند و يا به خوبي در مصائب نقشهاي خود فرو رفته اند و گويي در برابر دوربين زندگي مي كنند.تكان هاي دوربين و دنبال كردن بازيگران و موسيقي ملايم و غمگين حس مستند بودن را بيشتر القا مي كند و عامل ديگر دكورفيلم است كه به غير از صحنه هاي مربوط به كشور ژاپن بيشتر فضاي باز و بيابان گرفته شده است.ساختار روايي خاص فيلم طوري شكل گرفته كه با همه ي شباهتهاي فيلم به مستند و مدت زمان طولاني،بيننده را خسته نمي كند و جذابيت خود را از دست نمي دهد چون آنچه كه در اين فيلم تماشاگر را به خود جذب مي كند زرق و برق هاليوود نيست بلكه صرفا روابط انسانهايي مستاصل و بي كس است كه براي نجات خود و گاهي هم ديگري تلاش مي كنند.

تحليل پارادايمي

 فيلم سرشار از تقابلها و تعارضهاست.دو فرد از يك خانواده يكديگر را نمي فهمند و از درك يكديگر عاجزند اما دو نفر از دو قاره ي متفاوت و يا با فرهنگ و زبان متفاوت به راحتي با يگديگر ارتباط برقرار مي كنند و بده بستانهاي عاطفي فيلم را رقم مي زنند.اهالي دهكده بدوي مراكشي در جهت نجات زن امريكايي تلاش مي كنند،زن مكزيكي براي نجات بچه ها به آب و آتش مي زند،پليس ميانسال به دخترك كر و لال دلداري مي دهد.سكانسهاي مختلف فيلم به شدت متفاوت و گاها متضاد هستند.نماهاي مربوط به برجهاي ژاپني در تقابل با خانه هاي غار مانند مراكشي ها قرار مي گيرد.تاريكي صحنه هاي مربوط به كلبه اي كه سوزان در آن بستريست با صحنه هاي پر نور و رنگارنگ ژاپن همخواني ندارد.و معصوميت بچه هاي فيلم(بچه هاي ريچارد و سوزان،پسرهاي مراكشي،دختر كر و لال ژاپني)حس مشتركي را در ما ايجاد نمي كند.

تقابل غرب و شرق را در اين فيلم مي توان به خوبي احساس كرد.حتي تقابل شرق صنعتي و شرق توسعه نيافته هم در اين فيلم قابل رويت است.

-عناصر تكنيكي فيلم

موسيقي در فيلم كاربردي فوق العاده دارد و مؤيد اين نكته اسكار موسيقي است كه نصيب سازنده ي آن گوستاوو سانتائولالا شد.با اين حال سكوت در فيلم به اندازه موسيقي آن موثر و جالب توجه است. صامت بودن صحنه هاي مربوط به دختر كر و لال كه ما را هم چند دقيقه در حس گنگي و تنهايي او شريك مي كند.موسيقي مربوط به صحنه هاي نجات زن توسط هليكوپتر هم بسيار درخشان ساخته شده است.

نور پردازي و صحنه پردازي فيلم به دور از اغراق و بسيار طبيعي است،شايد علت اين امر تصوير برداري صحنه هاي مربوط به هر كشور در همان كشور است چون فيلم اثري از استوديو هاي عظيم هاليوودي را در خود ندارد و فيلم را بسيار باور پذير كرده است.

دوربين در بيشتر صحنه ها در حال تكان خوردن است و به نظر مي رسد فيلمبردار بدون 3پايه و تجهيزات ثابت كننده تصويربرداري كرده است.از طرفي نماها close up  و بسيار درشت است.نماي close up  وقتي مورد استفاده قرار مي گيرد كه بخواهيم روي يك ويژگي خاص در بازيگر تاكيد كنيم و چه چيزي در شخصيتهاي فيلم بارزتر از تنهايي و استيصال؟

-عناصر سمبوليك

نام فيلم برگرفته از افسانه آفرينش در متون انجيل است، بابل در انجيل افسانه‌اي است درباره مردم زمين كه روزگاري همه به يك زبان حرف مي‌زدند، سپس متحد شدند تا برجي بسازند براي رسيدن به بهشت و خداوند از آنها خشمگين شد و كاري كرد تا به زبان‌هاي مختلفي حرف بزنند.

گویی اسطوره ی بابل بار ديگر از ژرفای ناخودآگاه تاريخ سر برآورده است. درست همان‌گونه ‌که عهد عتيق يادآور می‌شود: «(مردم)... سرانجام به دشتی وسيع و پهناور در بابل رسيدند و در آن‌جا سکنی گزيدند. مردمی که در آن‌جا می‌زيسنند با هم مشو‌رت کرده، گفتند: "بياييد شهری بزرگ بنا کنيم و برجی بلند در آن بسازيم که سر به آسمان بساید تا نامی برای خود پيدا کنيم. بنای اين شهر و برج مانع پراکندگی ما خواهد شد."...» و خداوند بر آنها خشم گرفت چرا که «زبان همه‌ی مردم يکی است و متحد شده،... اگر اکنون از کار آن‌ها جلوگيری نکنيم، در آينده هر کاری بخواهند انجام خواهند داد. پس زبان آن‌ها را تغيير خواهيم داد تا سخن يکديگر را نفهمند. اين اختلاف زبان موجب شد که آن‌ها از بنای برج دست بردارند؛ و به اين ترتيب خداوند ايشان را روی زمين پراکنده ساخت. از اين سبب آن‌جا را بابل (يعنی "اختلاف" ناميدند، چون در آنجا بود که خداوند در زبان آن‌ها اختلاف ايجاد کرد و ايشان را روی زمين پراکنده ساخت.)» (عهد عتيق، سفر پيدايش)

آنان نتوانستند با يکديگر سخن بگويند، نتوانستند مفاهمه کنند پس جمع آنان از هم‌ پاشيد بعد هم برج با طوفان بزرگی در هم ریخت و مردم بابل در سراسر دنیا پراكنده شدند و رويای ناکجاآباد بهشت ساخته‌ی دست فرزندان آدم، کابوس شد.

فيلم هم به مشكلات انسان عصر جديد در ايجاد ارتباط با هم نوع خود مي پردازد و اينكه چگونه عواملي مثل تقدير،سوتفاهم، سياست ، اقتصاد و ... اين مسئله را تشديد مي كند.ما نه تنها از ساختن  دنيايي كه قرار بود بسازيم عاجز مانديم بلكه در درون خود و در كنار ديگري همه چيز را فراموش كرده ايم .

همه ي شخصيتها در ايجاد مشكلات مقصرند به غير از خانواده ي امريكايي كه هر كدام به نوعي قرباني اشتباهات ديگران مي شوند:زن امريكايي با گلوله ي تفنگ ژاپني كه توسط پسر مراكشي شليك شده زخمي مي شود و جان فرزندان او هم توسط پرستار مكزيكي به خطر مي افتد.

همه ي داستانهاي فيلم به تلخي تمام مي شوند به غير از داستان زوج امريكايي كه به خير و خوشي مي انجامد.

مليت شخصيتهاي فيلم هر كدام به نوعي مورد خشم و غضب امريكايي هاست.مراكشي هاي مسلمان و غارنشين‘مكزيكي هاي مزاحم كه با مهاجرت غير قانوني فرصتهاي شغلي را در امريكا تصاحب مي كنند‘ژاپني ها كه صنعت امريكا را با ركود مواجه كرده اند و خود لياقت اين صنعت را ندارند.

در پايان فيلم هم چيز به كام امريكايي ها تمام مي شود.عاملان تيراندازي دستگير مي شوند.زن امريكايي از مرگ نجات مي يابد ومهاجر غير قانوني به كشورش برمي گردد.اين مي تواند برنامه اي مناسب براي آينده جهان در برابر امريكا باشد!

در صحنه ي درگيري پليس با پسران مراكشي،پسر كوچكتر پس از كشته شدن برادرش تفنگي كه عامل به وجود آمدن همه ي بدبختي ها بوده  را مي شكند و خود را تسليم مي كند.اين صحنه با توجه به مسلمان بودن آنها و تصويري كه از محل زندگي آنها در وسط كوه ها و بسيار ابتدايي نشان داده شده مي تواند بار معنايي زيادي درباره روابط غرب با مسلمانان داشته باشد.

نتيجه گيري

فيلم بابل نقطه پايان سه گانه ايناريتو است. هر سه اينها فيلم‌هايي هستند با ساختاري غيرخطي كه در آنها روايت‌هاي موازي با فلاش بك‌هاي بسيار، سرانجام در نقطه‌اي به تقاطع مي‌رسند.او در بابل بعد از تجربه‌هاي ساختار‌شكن‌ عشق‌هاي سگي و 21 گرم اين بار به اوج تكنيك قصه‌گويي در فيلم رسيده، تا جايي كه با ساختار نسبتا خير‌خطي تدوين فيلم، ما را با شخصيت‌هاي داستان‌هاي‌اش از اين قاره به‌آن قاره مي كشاند.گاهي حس مي شود كه فيلم در حال شعار دادن است و گاهي بسيار ظريف معناي مورد نظر فيلمساز را منتقل مي كند.

در كل بابل با اينكه ساختاري تقريبا شبيه به دو فيلم فبلي دارد اما به نظر مي رسد پايه هايي محكمتر و داستاني انساني تر دارد.وجود افرادي از مليتها و فرهنگها و زبانهاي مختلف فيلم را گسترده تر و دوست  داشتني تر مي كند و همچنين به ما يادآوري مي كند كه:

فكري به حال تنهايي خود بكنيم...

  منابع:

http://www.hamshahri.org/

http://www.fakouhi.com

جزوه های کلاس فلسفه رسانه های جمعی

+ نوشته شده توسط سيده مرجان حسيني در هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:27 |

تحليل تصاوير متحرك-روايت

طبق تعريف آلوارادو همه چيز روايت  شده  و قابل روايت شدن است.روايت آن بيانيه ايست كه واقعيت را منتقل مي كند.در مطالعات تصويري روايت در كنار ژانر محور اوليه تحليل يك متن تصويري است.

در تحليل روايتي ما قصد داريم معنا و ايدئولوژي را كه در متن وجود دارد پيدا كنيم و براي اين كار مي توانيم از مقوله بندي(categorization)طبقه بندي(classification)،تيپ بندي (typology)،توصيف استفاده كنيم.در اين تحليل همچنين بايد به ابعادتكنيكي و ابعاد سمبوليك متن توجه كرد.

تحليل روايتي فيلم آتش  بس

فيلم آتش بس آخرين ساخته تهمينه ميلاني فيلمساز فمينيست ايرانيست.كارگرداني كه كارهاي او همواره با تصاوير ظلم و بي عدالتي نسبت به زنان همراه بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيده مرجان حسيني در بیست و سوم فروردین 1386 و ساعت 17:55 |
    برای اولين بار، مردم از طريق کتاب های ايان فلمينگ با زندگی پر خطر و شخصيت بی باک مامور 007 سازمان اطلاعات بريتانيا آشنا شدند و اين فيلم دکترنو بود که برای اولين بار جيمز باند را به روی اکران آورد و مردم را با شخصيت او به ويژه پيگيری مصرانه اش برای دستگيری تبهکاران بين المللی و همچنين دسترسی او به پيشرفته ترين و زيرکانه ترين ابزار و دستگاه ها آشنا ساخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيده مرجان حسيني در بیستم اسفند 1385 و ساعت 9:33 |